حافظ شناسی
دیوان غزلیات حافظ شیرازی

صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد

صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد
ور نه اندیشه این کار فراموشش باد
آن که یک جرعه می از دست تواند دادن
دست با شاهد مقصود در آغوشش باد
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد
شاه ترکان سخن مدعیان می‌شنود
شرمی از مظلمه خون سیاووشش باد
گر چه از کبر سخن با من درویش نگفت
جان فدای شکرین پسته خاموشش باد
چشمم از آینه داران خط و خالش گشت
لبم از بوسه ربایان بر و دوشش باد
نرگس مست نوازش کن مردم دارش
خون عاشق به قدح گر بخورد نوشش باد
به غلامی تو مشهور جهان شد حافظ
حلقه بندگی زلف تو در گوشش باد

تعبیر:
در جمع آوری پول و ثروت خیلی زیاده روی می کنی. بیش از اندازه برایت دردسر ساز می شود. قسمتی از مالت را انفاق کن آن وقت است که به مقاصد دیگر خود هم می رسی. مدعی هستی که مظلوم واقع شده ای اما اینطور نیست بلکه یک عده هستند که زیردست تو مظلوم واقع می شوند و تو به آنها فکر نمی کنی. مردم دار باش. کرم داشته باش. تو هم بنده ی خدا باش تا همیشه از خوبی زبانزد باشی.

قبلی: جمالت آفتاب هر نظر باد

بعدی: تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

علاقمندی ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (40)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (36)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (34)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (29)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (23)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (22)چرا نه در پی عزم دیار خود باشم (22)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (20)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (20)

پر بازدید ترین ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (9076)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (9068)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (8929)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (8904)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (8783)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (8663)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (8656)رونق عهد شباب است دگر بستان را (8472)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (7808)

آمار سایت


بازدید این صفحه
5,875