حافظ شناسی
دیوان غزلیات حافظ شیرازی

دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد

دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد
یا بخت من طریق مروت فروگذاشت
یا او به شاهراه طریقت گذر نکرد
گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم
چون سخت بود در دل سنگش اثر نکرد
شوخی مکن که مرغ دل بی‌قرار من
سودای دام عاشقی از سر به درنکرد
هر کس که دید روی تو بوسید چشم من
کاری که کرد دیده من بی نظر نکرد
من ایستاده تا کنمش جان فدا چو شمع
او خود گذر به ما چو نسیم سحر نکرد

تعبیر:
به جمالت مغرور شده ای. محبت و دوست داشتن را فراموش کرده و به دنبال مال دنیا هستی. این را بدان که ظاهر زیبا و مال دنیا ماندنی نیست. این محبت و عشق است که هیچ وقت پایانی ندارد. به یار ود نظر کن و از راهی که رفته ای برگرد.\

قبلی: رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد

بعدی: دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد

علاقمندی ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (40)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (36)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (34)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (29)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (23)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (22)چرا نه در پی عزم دیار خود باشم (22)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (21)دارای جهان نصرت دین خسرو کامل (21)

پر بازدید ترین ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (11418)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (11356)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (11305)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (11187)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (11112)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (11021)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (10949)رونق عهد شباب است دگر بستان را (10845)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (10100)

آمار سایت


بازدید این صفحه
8,088
بازدید امروز
30,603
بازدیدکننده امروز
11,631
فال امروز
12
بازدید کل
19,417,304
بازدید کننده کل
6,069,787
فال کل
1,854,766