حافظ شناسی
دیوان غزلیات حافظ شیرازی

دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد

دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد
کز حضرت سلیمان عشرت اشارت آمد
خاک وجود ما را از آب دیده گل کن
ویرانسرای دل را گاه عمارت آمد
این شرح بی‌نهایت کز زلف یار گفتند
حرفیست از هزاران کاندر عبارت آمد
عیبم بپوش زنهار ای خرقه می آلود
کان پاک پاکدامن بهر زیارت آمد
امروز جای هر کس پیدا شود ز خوبان
کان ماه مجلس افروز اندر صدارت آمد
بر تخت جم که تاجش معراج آسمان است
همت نگر که موری با آن حقارت آمد
از چشم شوخش ای دل ایمان خود نگه دار
کان جادوی کمانکش بر عزم غارت آمد
آلوده‌ای تو حافظ فیضی ز شاه درخواه
کان عنصر سماحت بهر طهارت آمد
دریاست مجلس او دریاب وقت و در یاب
هان ای زیان رسیده وقت تجارت آمد

تعبیر:
خود را کوچک نشمار. تو فرد بسیار بزرگ و کاردانی در جامعه خواهی شد. در همه حال رو به سوی خدا بیاور که در عین ناامیدی فقط اوست که به تو امید می بخشد. بشارتی به تو می دهند که دل ویران تو را تبدیل به عمارت می کند وقت مناسبی پیش آمده تا از یک معامله سود کلانی ببری.

قبلی: زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد

بعدی: عشق تو نهال حیرت آمد

علاقمندی ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (40)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (36)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (34)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (29)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (23)دارای جهان نصرت دین خسرو کامل (23)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (22)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (22)چرا نه در پی عزم دیار خود باشم (22)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (20)

پر بازدید ترین ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (12239)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (12201)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (12097)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (11990)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (11896)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (11850)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (11763)رونق عهد شباب است دگر بستان را (11696)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (10861)شممت روح وداد و شمت برق وصال (9689)

انتخاب تصادفی


روشنی طلعت تو ماه ندارد (8893)خوش است خلوت اگر یار یار من باشد (8943)چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست (9042)گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب (9031)فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش (9070)ای پیک راستان خبر یار ما بگو (9109)شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت (8856)تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود (8950)ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی (8969)یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود (9092)
الکسا