حافظ شناسی
دیوان غزلیات حافظ شیرازی

نه هر که چهره برافروخت دلبری داند

نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سکندری داند
نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست
کلاه داری و آیین سروری داند
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که دوست خود روش بنده پروری داند
غلام همت آن رند عافیت سوزم
که در گداصفتی کیمیاگری داند
وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی
وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند
بباختم دل دیوانه و ندانستم
که آدمی بچه‌ای شیوه پری داند
هزار نکته باریکتر ز مو این جاست
نه هر که سر بتراشد قلندری داند
مدار نقطه بینش ز خال توست مرا
که قدر گوهر یک دانه جوهری داند
به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد
جهان بگیرد اگر دادگستری داند
ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه
که لطف طبع و سخن گفتن دری داند

تعبیر:
ظاهربین نباش و تصمصم را بر مبنای ظواهر نگیر. حواست را جمع کن می خواهند تو را فریب بدهند. آنها از تو خیلی زرنگتر هستند. کسی را در کنارت داری که راهنماییت می کند. قدرش را بدان. اگر به حرفش گوش دهی تمام جهان در دست توست.

قبلی: سحرم دولت بیدار به بالین آمد

بعدی: هر که شد محرم دل در حرم یار بماند

علاقمندی ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (40)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (36)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (34)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (29)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (23)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (22)چرا نه در پی عزم دیار خود باشم (22)دارای جهان نصرت دین خسرو کامل (21)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (20)

پر بازدید ترین ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (10493)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (10377)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (10360)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (10245)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (10141)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (10064)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (10024)رونق عهد شباب است دگر بستان را (9883)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (9154)

آمار سایت


بازدید این صفحه
7,308
بازدید امروز
2,465
بازدیدکننده امروز
962
فال امروز
1
بازدید کل
17,931,300
بازدید کننده کل
5,509,690
فال کل
1,854,426