حافظ شناسی
دیوان غزلیات حافظ شیرازی

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند
محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند
ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید
هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند
چون می از خم به سبو رفت و گل افکند نقاب
فرصت عیش نگه دار و بزن جامی چند
قند آمیخته با گل نه علاج دل ماست
بوسه‌ای چند برآمیز به دشنامی چند
زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر
تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند
عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگو
نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند
ای گدایان خرابات خدا یار شماست
چشم انعام مدارید ز انعامی چند
پیر میخانه چه خوش گفت به دردی کش خویش
که مگو حال دل سوخته با خامی چند
حافظ از شوق رخ مهر فروغ تو بسوخت
کامگارا نظری کن سوی ناکامی چند

تعبیر:
به مقصود خودت نمی رسی.مگر با خدا باشی. حاجات تو زمانی برآورده می شوند که نماز حاجات بخوانی. تو باید خوبی خودت را به همگان ثابت کنی. حس خودت را نشان بده اگر در عین نداری به مستمندان کمک کنی مردی.

قبلی: بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند

بعدی: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

علاقمندی ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (40)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (36)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (34)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (29)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (23)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (22)چرا نه در پی عزم دیار خود باشم (22)دارای جهان نصرت دین خسرو کامل (21)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (20)

پر بازدید ترین ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (10493)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (10377)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (10360)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (10245)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (10143)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (10065)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (10024)رونق عهد شباب است دگر بستان را (9885)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (9154)

آمار سایت


بازدید این صفحه
7,511
بازدید امروز
3,565
بازدیدکننده امروز
1,394
فال امروز
1
بازدید کل
17,932,400
بازدید کننده کل
5,510,122
فال کل
1,854,426