حافظ شناسی
دیوان غزلیات حافظ شیرازی

سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند

سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند
همدم گل نمی‌شود یاد سمن نمی‌کند
دی گله‌ای ز طره‌اش کردم و از سر فسوس
گفت که این سیاه کج گوش به من نمی‌کند
تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او
زان سفر دراز خود عزم وطن نمی‌کند
پیش کمان ابرویش لابه همی‌کنم ولی
گوش کشیده است از آن گوش به من نمی‌کند
با همه عطف دامنت آیدم از صبا عجب
کز گذر تو خاک را مشک ختن نمی‌کند
چون ز نسیم می‌شود زلف بنفشه پرشکن
وه که دلم چه یاد از آن عهدشکن نمی‌کند
دل به امید روی او همدم جان نمی‌شود
جان به هوای کوی او خدمت تن نمی‌کند
ساقی سیم ساق من گر همه درد می‌دهد
کیست که تن چو جام می جمله دهن نمی‌کند
دستخوش جفا مکن آب رخم که فیض ابر
بی مدد سرشک من در عدن نمی‌کند
کشته غمزه تو شد حافظ ناشنیده پند
تیغ سزاست هر که را درد سخن نمی‌کند

تعبیر:
دست روی دست گذاشته و منتظری بخت خودش به سراغت بیاید ولی این طور نیست خودت هم همت داشته باش وگرنه هر چه ساخته ای خراب می شود و به حاجت خود نخواهی رسید. امیدوار باش، فکر بی وفایی نکن ابرهای رحمت به سویت روانه اند. به نصیحت بزرگان گوش کن.

قبلی: آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند

بعدی: در نظربازی ما بی‌خبران حیرانند

علاقمندی ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (40)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (36)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (34)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (29)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (23)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (22)چرا نه در پی عزم دیار خود باشم (22)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (21)دارای جهان نصرت دین خسرو کامل (21)

پر بازدید ترین ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (11418)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (11356)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (11305)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (11187)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (11113)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (11022)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (10949)رونق عهد شباب است دگر بستان را (10845)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (10100)

آمار سایت


بازدید این صفحه
8,299
بازدید امروز
30,995
بازدیدکننده امروز
11,798
فال امروز
12
بازدید کل
19,417,696
بازدید کننده کل
6,069,954
فال کل
1,854,766