حافظ شناسی
دیوان غزلیات حافظ شیرازی

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند
گوییا باور نمی‌دارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور می‌کنند
یا رب این نودولتان را با خر خودشان نشان
کاین همه ناز از غلام ترک و استر می‌کنند
ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان
می‌دهند آبی که دل‌ها را توانگر می‌کنند
حسن بی‌پایان او چندان که عاشق می‌کشد
زمره دیگر به عشق از غیب سر بر می‌کنند
بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی
کاندر آن جا طینت آدم مخمر می‌کنند
صبحدم از عرش می‌آمد خروشی عقل گفت
قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می‌کنند

تعبیر:
مشکلی داری به جای اینکه آن را حل کنی کاری می کنی که اوضاع بدتر شود. با دغل بازی و دروغ کاری از پیش نمی بری. عقلت را به کار نمی اندازی. به عبادت بپرداز و کمی فکر کن تا دلت قوی شود. تو حسن های زیادی داری که پنهان مانده اند ذات تو خوب است ولی ظاهرا" خود را بد نشان می دهی.

قبلی: گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند

بعدی: دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند

علاقمندی ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (40)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (36)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (34)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (29)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (23)دارای جهان نصرت دین خسرو کامل (23)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (22)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (22)چرا نه در پی عزم دیار خود باشم (22)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (20)

پر بازدید ترین ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (12239)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (12201)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (12097)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (11990)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (11896)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (11850)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (11763)رونق عهد شباب است دگر بستان را (11696)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (10861)شممت روح وداد و شمت برق وصال (9689)

انتخاب تصادفی


ز دلبرم که رساند نوازش قلمی (9253)واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند (9021)بود آیا که در میکده‌ها بگشایند (8976)دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد (9168)نفس برآمد و کام از تو بر نمی‌آید (9193)از من جدا مشو که توام نور دیده‌ای (9049)یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد (9029)چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست (9042)صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است (9122)حال دل با تو گفتنم هوس است (9003)
الکسا