حافظ شناسی
دیوان غزلیات حافظ شیرازی

قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود

قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود
ور نه هیچ از دل بی‌رحم تو تقصیر نبود
من دیوانه چو زلف تو رها می‌کردم
هیچ لایقترم از حلقه زنجیر نبود
یا رب این آینه حسن چه جوهر دارد
که در او آه مرا قوت تاثیر نبود
سر ز حسرت به در میکده‌ها برگردم
چون شناسای تو در صومعه یک پیر نبود
نازنینتر ز قدت در چمن ناز نرست
خوشتر از نقش تو در عالم تصویر نبود
تا مگر همچو صبا باز به کوی تو رسم
حاصلم دوش بجز ناله شبگیر نبود
آن کشیدم ز تو ای آتش هجران که چو شمع
جز فنای خودم از دست تو تدبیر نبود
آیتی بود عذاب انده حافظ بی تو
که بر هیچ کسش حاجت تفسیر نبود

تعبیر:
تقصیر خود توست که همه چیز را از دست داده ای. تو لایق داشتن همه چیز بوده ای ولی الان حسرت همه ی آنها را می کشی. احساس پیری می کنی و فعلا" کاری از دستت برنمی آید. عذاب و ناراحتی تو را همه می فهمند اما کسی کمکی به تو نمی کند. خودت باید دوباره همه چیز را بسازی.

قبلی: خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود

بعدی: دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود

علاقمندی ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (40)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (36)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (34)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (29)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (23)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (21)چرا نه در پی عزم دیار خود باشم (21)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (20)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (20)

پر بازدید ترین ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (8408)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (8386)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (8247)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (8229)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (8067)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (7985)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (7971)رونق عهد شباب است دگر بستان را (7768)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (7191)

آمار سایت


بازدید این صفحه
5,347
رتبه الکسا ایران
3,401
رتبه الکسا جهانی
202,913
بازدید امروز
40,725
بازدیدکننده امروز
15,607
فال امروز
31
بازدید کل
14,135,870
بازدید کننده کل
4,083,423
فال کل
1,852,251
alexa