حافظ شناسی
دیوان غزلیات حافظ شیرازی

یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود

یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود
از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب
رجعتی می‌خواستم لیکن طلاق افتاده بود
در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر
عافیت را با نظربازی فراق افتاده بود
ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریق
هر که عاشق وش نیامد در نفاق افتاده بود
ای معبر مژده‌ای فرما که دوشم آفتاب
در شکرخواب صبوحی هم وثاق افتاده بود
نقش می‌بستم که گیرم گوشه‌ای زان چشم مست
طاقت و صبر از خم ابروش طاق افتاده بود
گر نکردی نصرت دین شاه یحیی از کرم
کار ملک و دین ز نظم و اتساق افتاده بود
حافظ آن ساعت که این نظم پریشان می‌نوشت
طایر فکرش به دام اشتیاق افتاده بود

تعبیر:
در صدد این هستی که گذشته را جبران کنی و به عافیت برسی. به خاطر این پشتکار مژده ای به تو می دهند که نشان دهنده ی به پایان رسیدن غم ها و تاریکی هاست. در راه خدا بخشش کن. پریشانی را از خود دور نما تا برای رسیدن به مقصود قویتر و استوارتر باشی.

قبلی: دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود

بعدی: گوهر مخزن اسرار همان است که بود

علاقمندی ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (40)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (36)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (34)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (29)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (23)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (21)چرا نه در پی عزم دیار خود باشم (21)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (20)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (20)

پر بازدید ترین ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (8351)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (8335)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (8186)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (8157)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (8011)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (7933)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (7916)رونق عهد شباب است دگر بستان را (7709)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (7134)

آمار سایت


بازدید این صفحه
5,133
رتبه الکسا ایران
3,468
رتبه الکسا جهانی
202,617
بازدید امروز
22,531
بازدیدکننده امروز
7,936
فال امروز
7
بازدید کل
13,991,218
بازدید کننده کل
4,031,089
فال کل
1,852,100
alexa