حافظ شناسی
دیوان غزلیات حافظ شیرازی

از سر کوی تو هر کو به ملالت برود

از سر کوی تو هر کو به ملالت برود
نرود کارش و آخر به خجالت برود
کاروانی که بود بدرقه‌اش حفظ خدا
به تجمل بنشیند به جلالت برود
سالک از نور هدایت ببرد راه به دوست
که به جایی نرسد گر به ضلالت برود
کام خود آخر عمر از می و معشوق بگیر
حیف اوقات که یک سر به بطالت برود
ای دلیل دل گمگشته خدا را مددی
که غریب ار نبرد ره به دلالت ببرد
حکم مستوری و مستی همه بر خاتم تست
کس ندانست که آخر به چه حالت برود
حافظ از چشمه حکمت به کف آور جامی
بو که از لوح دلت نقش جهالت برود

تعبیر:
از نادانی و جهالت خلاص می شوی. راهت را پیدا می کنی اما کمی سختی و ملامت می کشی. هر کسی تا سختی نکشد به راحتی نخواهند رسید. فردی کاردان کمکت می کند تا تو به کمال و جمال برسی. هیچ کس از آینده ی خود خبر ندارد ولی تو آینده ای روشن داری که به تمام نیات دل خود می رسی.

قبلی: چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود

بعدی: هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود

علاقمندی ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (40)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (36)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (34)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (29)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (23)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (22)چرا نه در پی عزم دیار خود باشم (22)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (21)دارای جهان نصرت دین خسرو کامل (21)

پر بازدید ترین ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (11418)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (11356)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (11305)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (11186)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (11112)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (11020)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (10949)رونق عهد شباب است دگر بستان را (10844)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (10099)

آمار سایت


بازدید این صفحه
8,291
بازدید امروز
29,895
بازدیدکننده امروز
11,351
فال امروز
8
بازدید کل
19,416,596
بازدید کننده کل
6,069,507
فال کل
1,854,762