حافظ شناسی
دیوان غزلیات حافظ شیرازی

رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید

رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید
صفیر مرغ برآمد بط شراب کجاست
فغان فتاد به بلبل نقاب گل که کشید
ز میوه‌های بهشتی چه ذوق دریابد
هر آن که سیب زنخدان شاهدی نگزید
مکن ز غصه شکایت که در طریق طلب
به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید
ز روی ساقی مه وش گلی بچین امروز
که گرد عارض بستان خط بنفشه دمید
چنان کرشمه ساقی دلم ز دست ببرد
که با کسی دگرم نیست برگ گفت و شنید
من این مرقع رنگین چو گل بخواهم سوخت
که پیر باده فروشش به جرعه‌ای نخرید
بهار می‌گذرد دادگسترا دریاب
که رفت موسم و حافظ هنوز می‌نچشید

تعبیر:
شکایت و غصه را کنار بگذار. بدون زحمت و تلاش به جایی نمی رسی. به وضیفه ات عمل کن در این صورت است که مژده ی رسیدن به مراد را به تو می دهند. امروز سعی و تلاش کن فردا به بوستان آرزویت می رسی. پس وقت را تلف نکن که عمر مثل باد می گذرد.

قبلی: جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید

بعدی: ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید

علاقمندی ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (40)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (36)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (34)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (29)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (23)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (22)چرا نه در پی عزم دیار خود باشم (22)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (20)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (20)

پر بازدید ترین ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (9079)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (9072)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (8931)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (8906)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (8785)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (8665)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (8658)رونق عهد شباب است دگر بستان را (8474)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (7808)

آمار سایت


بازدید این صفحه
9,072