حافظ شناسی
دیوان غزلیات حافظ شیرازی

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست
نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان
نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست
سر فرا گوش من آورد به آواز حزین
گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست
عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند
کافر عشق بود گر نشود باده پرست
برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر
که ندادند جز این تحفه به ما روز الست
آن چه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم
اگر از خمر بهشت است وگر باده مست
خنده جام می و زلف گره گیر نگار
ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست

تعبیر:
چرا کاری را که به نفع تو نیست انجام می دهی و چیزی را که ارزشی ندارد به بهای گزاف می خواهی به دست آوری. گره کارت به دست خودت باز می شود. پس منتظر غیب منشین. متکی به بازوی خودت باش تا به مراد خود برسی.

قبلی: شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست

بعدی: در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست

علاقمندی ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (40)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (36)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (34)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (29)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (23)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (22)چرا نه در پی عزم دیار خود باشم (22)دارای جهان نصرت دین خسرو کامل (21)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (20)

پر بازدید ترین ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (10493)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (10377)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (10360)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (10245)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (10142)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (10065)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (10024)رونق عهد شباب است دگر بستان را (9884)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (9154)

آمار سایت


بازدید این صفحه
7,220
بازدید امروز
3,129
بازدیدکننده امروز
1,214
فال امروز
1
بازدید کل
17,931,964
بازدید کننده کل
5,509,942
فال کل
1,854,426