حافظ شناسی
دیوان غزلیات حافظ شیرازی

روزگاری ست که سودای بتان دین من است

روزگاری ست که سودای بتان دین من است
غم این کار نشاط دل غمگین من است
دیدن روی تو را دیده جان بین باید
وین کجا مرتبه چشم جهان بین من است
یار من باش که زیب فلک و زینت دهر
از مه روی تو و اشک چو پروین من است
تا مرا عشق تو تعلیم سخن گفتن داد
خلق را ورد زبان مدحت و تحسین من است
دولت فقر خدایا به من ارزانی دار
کین کرامت سبب حشمت و تمکین من است
واعظ شحنه شناس این عظمت گو مفروش
زان که منزلگه سلطان دل مسکین من است
یا رب این کعبه مقصود تماشاگه کیست
که مغیلان طریقش گل و نسرین من است
حافظ از حشمت پرویز دگر قصه مخوان
که لبش جرعه کش خسرو شیرین من است

تعبیر:
دیگر خسته شده ای. صبرو قرار نداری از سرگردانی خسته ای و این باعث دل شکستگی تو شده است. فقر و بی پولی عذابت می دهد. مقصود و مراد تو همان ثروت است که برای رسیدن به آن خود را به هر آب و آتشی می زنی. نترس روزی خواهد رسید که همه ی مردم تو را تحسین کنند و از تو کمک می خواهند.

قبلی: لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است

بعدی: منم که گوشه میخانه خانقاه من است

علاقمندی ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (40)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (36)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (34)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (29)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (23)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (22)چرا نه در پی عزم دیار خود باشم (22)دارای جهان نصرت دین خسرو کامل (21)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (20)

پر بازدید ترین ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (10493)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (10377)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (10360)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (10245)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (10142)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (10065)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (10024)رونق عهد شباب است دگر بستان را (9883)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (9154)

آمار سایت


بازدید این صفحه
7,429
بازدید امروز
3,093
بازدیدکننده امروز
1,200
فال امروز
1
بازدید کل
17,931,928
بازدید کننده کل
5,509,928
فال کل
1,854,426