حافظ شناسی
دیوان غزلیات حافظ شیرازی

خم زلف تو دام کفر و دین است

خم زلف تو دام کفر و دین است
ز کارستان او یک شمه این است
جمالت معجز حسن است لیکن
حدیث غمزه‌ات سحر مبین است
ز چشم شوخ تو جان کی توان برد
که دایم با کمان اندر کمین است
بر آن چشم سیه صد آفرین باد
که در عاشق کشی سحرآفرین است
عجب علمی ست علم هیئت عشق
که چرخ هشتمش هفتم زمین است
تو پنداری که بدگو رفت و جان برد
حسابش با کرام الکاتبین است
مشو حافظ ز کید زلفش ایمن
که دل برد و کنون دربند دین است

تعبیر:
گوشه ای از کارت را به نمایش بگذار حتما" مورد قبول واقع می شود و همگان تو را تحسین می کنند. حادثه عجیبی رخ می دهد که کمتر از معجزه نیست و این مسئله باعث می شود کمالات تو بیشتر شود. همیشه از بلایا ایمن هستی اما خود را از ایمان و دین جدا نکن.

قبلی: ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است

بعدی: دل سراپرده محبت اوست

علاقمندی ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (40)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (36)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (34)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (29)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (23)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (22)چرا نه در پی عزم دیار خود باشم (22)دارای جهان نصرت دین خسرو کامل (21)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (20)

پر بازدید ترین ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (10356)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (10268)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (10243)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (10144)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (9998)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (9944)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (9914)رونق عهد شباب است دگر بستان را (9764)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (9017)

آمار سایت


بازدید این صفحه
7,331
بازدید امروز
12,723
بازدیدکننده امروز
5,066
فال امروز
4
بازدید کل
17,755,970
بازدید کننده کل
5,441,622
فال کل
1,854,393