حافظ شناسی
دیوان غزلیات حافظ شیرازی

صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت

صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت
ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت
گل بخندید که از راست نرنجیم ولی
هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت
گر طمع داری از آن جام مرصع می لعل
ای بسا در که به نوک مژه‌ات باید سفت
تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد
هر که خاک در میخانه به رخساره نرفت
در گلستان ارم دوش چو از لطف هوا
زلف سنبل به نسیم سحری می‌آشفت
گفتم ای مسند جم جام جهان بینت کو
گفت افسوس که آن دولت بیدار بخفت
سخن عشق نه آن است که آید به زبان
ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شنفت
اشک حافظ خرد و صبر به دریا انداخت
چه کند سوز غم عشق نیارست نهفت

تعبیر:
از حرف سنجیده و درست ناراحت نشو. بدان که مصلحتتورا می خواهند هر چند که فکر کنی کسی درکت نمی کند. کاری را که اصرار به انجام آن داری عاقبت خوشی ندارد. در افکارت تجدید نظر کن. مشورت با اهل فن به تو کمک می کند، خر در کنار صبرنیازهای تو را نیز برطرف می سازد.

قبلی: عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

بعدی: آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت

علاقمندی ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (40)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (36)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (34)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (29)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (23)دارای جهان نصرت دین خسرو کامل (23)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (22)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (22)چرا نه در پی عزم دیار خود باشم (22)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (20)

پر بازدید ترین ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (12239)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (12201)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (12097)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (11990)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (11896)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (11850)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (11763)رونق عهد شباب است دگر بستان را (11696)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (10861)شممت روح وداد و شمت برق وصال (9689)

انتخاب تصادفی


جمالت آفتاب هر نظر باد (9076)ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست (9216)دیشب به سیل اشک ره خواب می‌زدم (9039)یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود (9092)خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد (8870)ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت (8765)دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت (8684)دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور (8987)بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد (8965)بی مهر رخت روز مرا نور نمانده است (9074)
الکسا