حافظ شناسی
دیوان غزلیات حافظ شیرازی

گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت

گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت
ور ز هندوی شما بر ما جفایی رفت رفت
برق عشق ار خرمن پشمینه پوشی سوخت سوخت
جور شاه کامران گر بر گدایی رفت رفت
در طریقت رنجش خاطر نباشد می بیار
هر کدورت را که بینی چون صفایی رفت رفت
عشقبازی را تحمل باید ای دل پای دار
گر ملالی بود بود و گر خطایی رفت رفت
گر دلی از غمزه دلدار باری برد برد
ور میان جان و جانان ماجرایی رفت رفت
از سخن چینان ملالت‌ها پدید آمد ولی
گر میان همنشینان ناسزایی رفت رفت
عیب حافظ گو مکن واعظ که رفت از خانقاه
پای آزادی چه بندی گر به جایی رفت رفت

تعبیر:
آبی که ریخته شد دیگر جمع نمی شود. کاریست که انجام شده در صدد باش تا جبرانش کنی. هیچ سر بی گناهی بالای دار نمی رود. شما از این ورطه نجات پیدا می کنی. کدورت را با صفای دل به خوبی جواب بده. بندها باز می شوند و تو به آزادی خواهی رسید.

قبلی: آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت

بعدی: ساقی بیار باده که ماه صیام رفت

علاقمندی ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (40)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (36)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (34)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (29)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (23)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (22)چرا نه در پی عزم دیار خود باشم (22)دارای جهان نصرت دین خسرو کامل (21)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (20)

پر بازدید ترین ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (10356)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (10268)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (10243)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (10144)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (9998)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (9944)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (9914)رونق عهد شباب است دگر بستان را (9764)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (9017)

آمار سایت


بازدید این صفحه
7,080
بازدید امروز
12,839
بازدیدکننده امروز
5,110
فال امروز
4
بازدید کل
17,756,086
بازدید کننده کل
5,441,666
فال کل
1,854,393