حافظ شناسی
دیوان غزلیات حافظ شیرازی

ساقی بیار باده که ماه صیام رفت

ساقی بیار باده که ماه صیام رفت
درده قدح که موسم ناموس و نام رفت
وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم
عمری که بی حضور صراحی و جام رفت
مستم کن آن چنان که ندانم ز بیخودی
در عرصه خیال که آمد کدام رفت
بر بوی آن که جرعه جامت به ما رسد
در مصطبه دعای تو هر صبح و شام رفت
دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید
تا بویی از نسیم می‌اش در مشام رفت
زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه
رند از ره نیاز به دارالسلام رفت
نقد دلی که بود مرا صرف باده شد
قلب سیاه بود از آن در حرام رفت
در تاب توبه چند توان سوخت همچو عود
می ده که عمر در سر سودای خام رفت
دیگر مکن نصیحت حافظ که ره نیافت
گمگشته‌ای که باده نابش به کام رفت

تعبیر:
برای آینده ی خود چه کاری انجام داده ای. وقت گذشته، عمرت هم تلف شده بدوناینکه برای فردایت فکری کرده باشی. این حاصل غرور خودت می باشد. غرورت را کنار بگذار تا دوباره متولد شده و بتوانی آینده را بسازی. توبه کن تا عمر از دست رفته دوباره بازگردد و قلب تاریکت روشن گردد.

قبلی: گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت

بعدی: شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت

علاقمندی ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (40)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (36)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (34)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (29)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (23)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (22)چرا نه در پی عزم دیار خود باشم (22)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (21)دارای جهان نصرت دین خسرو کامل (21)

پر بازدید ترین ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (11418)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (11356)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (11305)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (11187)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (11113)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (11022)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (10949)رونق عهد شباب است دگر بستان را (10845)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (10100)

آمار سایت


بازدید این صفحه
7,926
بازدید امروز
31,101
بازدیدکننده امروز
11,844
فال امروز
12
بازدید کل
19,417,802
بازدید کننده کل
6,070,000
فال کل
1,854,766