میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت | غزل «92» حافظ شیرازی | بهمراه تعبیر صوت
حافظ شناسی
دیوان غزلیات حافظ شیرازی

میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت

میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت
خوش خرامان شو که پیش قد رعنا میرمت
گفته بودی کی بمیری پیش من تعجیل چیست
خوش تقاضا می‌کنی پیش تقاضا میرمت
عاشق و مخمور و مهجورم بت ساقی کجاست
گو که بخرامد که پیش سروبالا میرمت
آن که عمری شد که تا بیمارم از سودای او
گو نگاهی کن که پیش چشم شهلا میرمت
گفته لعل لبم هم درد بخشد هم دوا
گاه پیش درد و گه پیش مداوا میرمت
خوش خرامان می‌روی چشم بد از روی تو دور
دارم اندر سر خیال آن که در پا میرمت
گر چه جای حافظ اندر خلوت وصل تو نیست
ای همه جای تو خوش پیش همه جا میرمت

تعبیر:
تحول عظیمی در خود بوجود می آوری که این تحول هم مادی است و هم معنوی. در این کار تعجیل جایز است. شما از جایی به جای دیگر نقل مکان می کنید. سختی می کشید ولی راحتی در پی آن می باشد. خیالاتی را که در سر داری عملی کن که تو از این به بعد خوش خواهی بود.

قبلی: ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت

بعدی: چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت

علاقمندی ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (40)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (36)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (34)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (29)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (23)دارای جهان نصرت دین خسرو کامل (23)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (22)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (22)چرا نه در پی عزم دیار خود باشم (22)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (20)

پر بازدید ترین ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (12234)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (12199)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (12095)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (11985)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (11893)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (11846)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (11761)رونق عهد شباب است دگر بستان را (11692)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (10858)شممت روح وداد و شمت برق وصال (9684)

انتخاب تصادفی


هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک (8931)صوفی از پرتو می راز نهانی دانست (9137)صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد (8990)بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم (9116)بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم (9092)خرم آن روز کز این منزل ویران بروم (9060)بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم (9022)منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن (9031)یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود (9014)از سر کوی تو هر کو به ملالت برود (9131)
الکسا