حافظ شناسی
دیوان غزلیات حافظ شیرازی

اگر روم ز پی اش فتنه‌ها برانگیزد « غزل 155 دیوان حافظ »


اگر روم ز پی اش فتنه‌ها برانگیزد
ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد
و گر به رهگذری یک دم از وفاداری
چو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد

به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد « غزل 156 دیوان حافظ »


به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد
تو را در این سخن انکار کار ما نرسد
اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده‌اند
کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد
به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز
به یار یک جهت حق گزار ما نرسد

هر که را با خط سبزت سر سودا باشد « غزل 157 دیوان حافظ »


هر که را با خط سبزت سر سودا باشد
پای از این دایره بیرون ننهد تا باشد
من چو از خاک لحد لاله صفت برخیزم
داغ سودای توام سر سویدا باشد

من و انکار شراب این چه حکایت باشد « غزل 158 دیوان حافظ »


من و انکار شراب این چه حکایت باشد
غالبا این قدرم عقل و کفایت باشد
تا به غایت ره میخانه نمی‌دانستم
ور نه مستوری ما تا به چه غایت باشد

نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد « غزل 159 دیوان حافظ »


نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد
ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد
صوفی ما که ز ورد سحری مست شدی
شامگاهش نگران باش که سرخوش باشد

خوش است خلوت اگر یار یار من باشد « غزل 160 دیوان حافظ »


خوش است خلوت اگر یار یار من باشد
نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد
من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم
که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد

کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد « غزل 161 دیوان حافظ »


کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار
صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد

خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد « غزل 162 دیوان حافظ »


خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد
که در دستت بجز ساغر نباشد
زمان خوشدلی دریاب و در یاب
که دایم در صدف گوهر نباشد
غنیمت دان و می خور در گلستان
که گل تا هفته دیگر نباشد
ایا پرلعل کرده جام زرین

گل بی رخ یار خوش نباشد « غزل 163 دیوان حافظ »


گل بی رخ یار خوش نباشد
بی باده بهار خوش نباشد
طرف چمن و طواف بستان
بی لاله عذار خوش نباشد

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد « غزل 164 دیوان حافظ »


نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
این تطاول که کشید از غم هجران بلبل
تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد

مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد « غزل 165 دیوان حافظ »


مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد
رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت
مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد

روز هجران و شب فرقت یار آخر شد « غزل 166 دیوان حافظ »


روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد
آن همه ناز و تنعم که خزان می‌فرمود
عاقبت در قدم باد بهار آخر شد
شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل

ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد « غزل 167 دیوان حافظ »


ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را رفیق و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مساله آموز صد مدرس شد
به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا
فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد

گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد « غزل 168 دیوان حافظ »


گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد
بسوختیم در این آرزوی خام و نشد
به لابه گفت شبی میر مجلس تو شوم
شدم به رغبت خویشش کمین غلام و نشد
پیام داد که خواهم نشست با رندان
بشد به رندی و دردی کشیم نام و نشد
1011121314

علاقمندی ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (40)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (36)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (34)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (29)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (23)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (21)چرا نه در پی عزم دیار خود باشم (21)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (20)

پر بازدید ترین ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (8351)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (8335)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (8186)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (8157)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (8011)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (7933)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (7916)رونق عهد شباب است دگر بستان را (7709)

آمار سایت


رتبه الکسا ایران
3,468
رتبه الکسا جهانی
202,617
بازدید امروز
22,395
بازدیدکننده امروز
7,871
فال امروز
7
بازدید کل
13,991,082
بازدید کننده کل
4,031,024
فال کل
1,852,100
alexa