حافظ شناسی
دیوان غزلیات حافظ شیرازی

روشنی طلعت تو ماه ندارد « غزل 127 دیوان حافظ »


روشنی طلعت تو ماه ندارد
پیش تو گل رونق گیاه ندارد
گوشه ابروی توست منزل جانم
خوشتر از این گوشه پادشاه ندارد
تا چه کند با رخ تو دود دل من
آینه دانی که تاب آه ندارد

نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد « غزل 128 دیوان حافظ »


نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد
بختم ار یار شود رختم از این جا ببرد
کو حریفی کش سرمست که پیش کرمش
عاشق سوخته دل نام تمنا ببرد
باغبانا ز خزان بی‌خبرت می‌بینم
آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد

اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد « غزل 129 دیوان حافظ »


اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد
نهیب حادثه بنیاد ما ز جا ببرد
اگر نه عقل به مستی فروکشد لنگر
چگونه کشتی از این ورطه بلا ببرد

سحر بلبل حکایت با صبا کرد « غزل 130 دیوان حافظ »


سحر بلبل حکایت با صبا کرد
که عشق روی گل با ما چه‌ها کرد
از آن رنگ رخم خون در دل افتاد
و از آن گلشن به خارم مبتلا کرد
غلام همت آن نازنینم
که کار خیر بی روی و ریا کرد

بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد « غزل 131 دیوان حافظ »


بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد
هلال عید به دور قدح اشارت کرد
ثواب روزه و حج قبول آن کس برد
که خاک میکده عشق را زیارت کرد
مقام اصلی ما گوشه خرابات است

به آب روشن می عارفی طهارت کرد « غزل 132 دیوان حافظ »


به آب روشن می عارفی طهارت کرد
علی الصباح که میخانه را زیارت کرد
همین که ساغر زرین خور نهان گردید
هلال عید به دور قدح اشارت کرد

صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد « غزل 133 دیوان حافظ »


صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد
بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد
بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
زیرا که عرض شعبده با اهل راز کرد
ساقی بیا که شاهد رعنای صوفیان
دیگر به جلوه آمد و آغاز ناز کرد

بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد « غزل 134 دیوان حافظ »


بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد
باد غیرت به صدش خار پریشان دل کرد
طوطی ای را به خیال شکری دل خوش بود
ناگهش سیل فنا نقش امل باطل کرد

چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد « غزل 135 دیوان حافظ »


چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد
نفس به بوی خوشش مشکبار خواهم کرد
به هرزه بی می و معشوق عمر می‌گذرد
بطالتم بس از امروز کار خواهم کرد

دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد « غزل 136 دیوان حافظ »


دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد
تکیه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد
آن چه سعی است من اندر طلبت بنمایم
این قدر هست که تغییر قضا نتوان کرد
دامن دوست به صد خون دل افتاد به دست
به فسوسی که کند خصم رها نتوان کرد

دل از من برد و روی از من نهان کرد « غزل 137 دیوان حافظ »


دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد
شب تنهاییم در قصد جان بود
خیالش لطف‌های بی‌کران کرد
چرا چون لاله خونین دل نباشم

یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد « غزل 138 دیوان حافظ »


یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد
آن جوان بخت که می‌زد رقم خیر و قبول
بنده پیر ندانم ز چه آزاد نکرد
کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک
رهنمونیم به پای علم داد نکرد

رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد « غزل 139 دیوان حافظ »


رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد
صد لطف چشم داشتم و یک نظر نکرد
سیل سرشک ما ز دلش کین به درنبرد
در سنگ خاره قطره باران اثر نکرد

دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد « غزل 140 دیوان حافظ »


دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد
یا بخت من طریق مروت فروگذاشت
یا او به شاهراه طریقت گذر نکرد
89101112

علاقمندی ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (40)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (36)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (34)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (29)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (23)گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید (21)چرا نه در پی عزم دیار خود باشم (21)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (20)

پر بازدید ترین ها


ساقیا آمدن عید مبارک بادت (8351)رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید (8335)الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها (8186)اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را (8157)دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما (8011)روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست (7932)دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود (7916)رونق عهد شباب است دگر بستان را (7709)

آمار سایت


رتبه الکسا ایران
3,468
رتبه الکسا جهانی
202,617
بازدید امروز
22,049
بازدیدکننده امروز
7,726
فال امروز
7
بازدید کل
13,990,736
بازدید کننده کل
4,030,879
فال کل
1,852,100
alexa